السيد محمد حسين الطهراني
166
معاد شناسى (فارسى)
قيامت است گويد : « 1 - پس رسول الله ميرود تا جمع نمايد همهء پيغمبران را كه با آنها سخن كند زارى كنان بسوى ايشان ، كه با او بروند تا زارى كنند بسوى خداى از براى مؤمنان . 2 - پس هر يك از ترس عذر آورند . 3 - و به زندگى خداى سوگند ، بدرستى كه من خودم هم نخواهم رفت آنجا ، زيرا كه من معرفت دارم به آنچه معرفت دارم . 4 - و وقتىكه خداى اين ببيند يادآورى كند رسول خود را كه چگونه او آفريده است همه چيزها را براى محبّت او . 5 - پس ترس او بر طرف شود و بسوى عرش پا پيش نهد ، با محبّت و احترام و فرشتگان بسرايند كه خجسته باد نام پاك تو اى خداى خداى ما ! 7 - و چون به نزديكى عرش شود بگشايد خداى براى رسول خود [ دروازه را ] مانند خليلى براى خليل خود بعد از آنكه مدّت مديد همديگر را نديده باشند . 8 - و رسول الله نخست آغاز كند در سخن ، پس بگويد بدرستى كه من عبادت تو ميكنم و دوستى تو مىورزم اى خداى من ! 9 - و شكر تو ميگويم به تمام دل و روان خود ! 10 - زيرا كه تو خواستى پس مرا آفريدى تا بندهء تو باشم ! 11 - و هر چيزى را از براى محبّت من آفريدى تا از براى هر چيزى و در هر چيزى و برتر از هر چيزى دوستى تو ورزم !