السيد محمد حسين الطهراني

154

معاد شناسى (فارسى)

تُشَفَّعْ ! وَ سَلْ تُعْطَ . « سَرت را بردار ! و هر چه بخواهى بخواه كه گفتارت قبول است ! و شفاعت كن كه شفاعتت پذيرفته است ! و سؤال كن كه هر چه بخواهى به تو عنايت خواهد شد ! » و چون من سر از سَجده بردارم و نظرم به پروردگارم افتد ، چنان بزرگداشت و تمجيدى از او نمايم كه از مرتبهء اوّل بهتر و شايسته‌تر است ، و باز براى بار ديگر به سَجده بيفتم . خداوند مىفرمايد : سَرت را بردار ! و هر چه مىخواهى بخواه كه سُخَنت پذيرفته است ! و شفاعت كن كه شفاعتت قبول است ! و سؤال كن كه به تو عنايت خواهد شد ! و چون من سر از سجدهء دوّم بردارم و نظرم به پروردگارم افتد ، چنان تمجيدى بنمايم كه از مرتبهء اوّل و دوّم شايسته‌تر است ، و باز براى مرتبهء ديگر به سَجده بيفتم . خداوند ميفرمايد : سرت را بردار ! و هر چه ميخواهى بخواه كه گفتارت مقبول است ! و شفاعت كن كه شفاعتت پذيرفته است ! سؤال كن از هر چه بخواهى كه به تو داده خواهد شد ! چون سر از سَجده بردارم ميگويم : بار پروردگارا در ميان بندگانت گرچه بسوى آتش هم شده است ، حُكمت را صادر بفرما ! خداوند ميفرمايد : آرى اى مُحمَّد ! و در اين حال ناقه اى را مىآورند كه خودش از ياقوت سرخ و زمامش از زبرجدِ سبز است ، و من سوار مىشوم و در مَقامِ محمود