السيد محمد حسين الطهراني
155
معاد شناسى (فارسى)
مىآيم تا در آنجا قضاوت و حكم كنم ؛ مقام محمود ، تلّى است در برابر عرش خداوند كه تمامش از مُشك خوشبوست . و پس از اين ، إبراهيم را ميخوانند ، و او نيز بر روى چنين ناقه اى سوار مىشود و مىآيد تا در طرف راست رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم وقوف مىكند . در اين حال رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم دست خود را بلند كرد و بر كتف علىّ بن أبى طالب زد و فرمود : سوگند به خدا كه مثل همان ناقه را مىآورند ، و تو را بر آن سوار مىكنند ، پس مىآيى تا ميان من و ميان پدرت ابراهيم مىايستى ؛ و در اين حال يك منادى از جانب خداوند رحمن مىآيد و ميگويد : يَا مَعْشَرَ الْخَلَائِق ! آيا از عدل پروردگار شما اين نيست كه ولىّ هر قومى قرار دهد همان كسى را كه در دنيا ولىّ خود قرار ميداده اند ؟ ! خلائق در پاسخ ميگويند : آرى ! [ و چه چيزى غير اين ، عدل مىباشد ] . شيطانى كه جماعتى از مردم را گمراه كرد تا اينكه پنداشتند عيسى همان الله است و پسر الله است ، مىايستد و تمام آن جماعت به دنبال او حركت مىكنند تا به آتش بروند . و شيطانى كه جمعيّتى را از مردم گمراه نمود تا اينكه پنداشتند عُزَيْر همان پسر خداست ، مىايستد و تمام آن جمعيّت به دنبال او به آتش ميروند . و هر شيطانى كه جماعتى از مردم را گمراه نموده بود مىايستد