السيد محمد حسين الطهراني
141
معاد شناسى (فارسى)
اين دو آيه يكى است و به جاى ما لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا شَفِيعٍ ، جملهء : ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ قرار دارد ؛ و چون تمليك خداوند شفاعت را به غير خود ، بعد از تحقّق اذن مىباشد ، استفاده مىشود كه بعد از اذن ، فعل شافع در شفاعت خود ، فعل خداى سبحانه و تعالى مىشود . پس بواسطهء اين اذن ، شخص شفيع مقام فناء محض پيدا مىكند ، و اذن خدا ارتقاء درجهء انسان است به مقام معرفت و توحيد كه مستلزم فناء است . و بنابراين ، در عين حالى كه غير از خداوند شفيعى نيست ، كسانى به اذن خدا شفاعت مىكنند ، يعنى شفاعتشان عين شفاعت خداست و غيريّت و دوئيّتى نيست تا معناى غير متحقّق گردد . دلالت آيات قرآن بر فناء شفيعان و صريحتر از اين آيه ، آيه مباركهء در سورهء بقره است : مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ . زيرا ميفرمايد : كيست كه شفاعت كند ، مگر به اذن خدا . و بعد ميفرمايد : خدا ميداند آنچه در برابر آنهاست و آنچه در پشت سر آنهاست ؛ يعنى چون فقط خداوند علم به ما كان و ما يكون دارد ، شخص شفيع نيز بواسطهء اذن ، چنين علمى پيدا مىكند و بر اين اساس تحمّل شهادت و سپس اداء شهادت مىنمايد ؛ به علّت آنكه فانى است و شخص فانى علمش علم خداست ، و اذن همان مقام فناست ؛ و اگر اينطور نباشد ، بين جملهء مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا