السيد محمد حسين الطهراني
91
معاد شناسى (فارسى)
آرى آن دوست خدا ، ولىّ خدا كه هيچ در دلش ، در انديشهاش در خاطرات و آرزويش ، جز خدا نيست ، دلش جاى خداست ، محلّ و مأواى خداست ، مركز تجلّيات و ظهور خداست ، خدا كه مريض نمىشود ولى اگر بخواهيم نهايت ارتباط و يگانگى اولياء خدا را با خدا برسانيم ، بايد بگوئيم : خدا مريض شده است . هر كس با مقام ولايت ستيزگى كند با خدا ستيزگى كرده است ؛ هر كس به آنها مودّت و محبّت كند به خدا محبّت نموده است ؛ هر كس با آنها فتنه انگيزى كند با خدا فتنه انگيخته است ، و هر كس اعانت به آنها كند به خدا اعانت كرده است . بارى ، تمام اين اقسام ظلم و ستمى كه انسان روا ميدارد و طغيان و سركشى اى كه مىنمايد راجع مىشود به متابعت از هواى شيطانيّه و نفس امّاره . و اصلش از اغترار به زينتهاى دنيويّه و دلبستگى به اوهام و تخيّلاتى پيدا مىشود كه ما آن را در اين جهان اعتبار ، نظام تمدّن و اجتماع نامگذارى مىكنيم ، و به تخيّلات و تموّهات ، دلبسته و از حقائق به دور مىافتيم ؛ و در نتيجه راه بسوى دوزخ پيدا مىكنيم ، و به هر درجه كه ظلم و ستم ما افزون باشد از صراط مستقيم دور مىافتيم و بر كنار ميگرديم . در عقبههاى دوزخ و گردنههاى جهنم در صراط و راهى كه از آن عبور مىشود مَزالّ و لغزشگاههائى است كه آنها را « عَقَبه » نامند . عقبه و كريوه عبارت است از پرتگاههائى كه در كوهها موجود است ؛ و راه در آنجا باريك و خطرناك ميگردد ، بطورى كه در اثر مختصر بى احتياطى و لغزش