السيد محمد حسين الطهراني

90

معاد شناسى (فارسى)

نبويّه و منهاج ائمّه معصومين ؛ و گرسنه گذاردن افكار و آراء آنان را از آب شيرين و خوشگوار توحيد و معارف حقّه ، و بالاخره ظلم عبارت است از كوتاهى و امساك در اعطاء حقوق هر ذىحقّى كه به نحوى از انحاء بر انسان حقّى دارد . و ظلم دربارهء نفس عبارت است از عدم تربيت صالح و يَلِه و رها گذاشتن او را در منويّات شهويّه و شيطانيّه و غضبيّه ، و اتلاف سرمايه‌هاى حيات و عمر ، و به باطل و عاطل گذراندن ايّام به لهو و لعب ، و به فعليّت نرسانيدن كمالات و استعدادات خدادادى را در راه قرب و وصول به مقام شامخ انسانيّت و به هرزه دادن علوم و دانش ، و صرف در امور غير مهمّه و غير نافعه كردن قدرت‌ها و امكانات . و بالاخره هر چه كه موجب عدم ترقّى و تكامل نفس گردد ؛ و مانع راه او از وصول به فناء فى الله و بقاء بالله شود ظلم به نفس شمرده مىشود . و امّا دربارهء ظلم به خدا همان كوتاهى دربارهء خداست ؛ يعنى كوتاهى دربارهء ولايت كه مرجعش به اولياء خداست هر كس به ولايت ستم كند ؛ و به اولياء الله ظلم نمايد ، ستم به خدا نموده است . خداوند به حضرت موسى على نبيّنا و آله و عليه السّلام خطاب كرد : اى موسى ! من مريض شدم ؛ چرا به عيادت من نيامدى ! ؟ حضرت موسى عرض كرد : پروردگارا مگر تو هم مريض ميشوى ؟ ! خطاب رسيد : آرى فلان بندهء من ، دوست من ، در فلان جا مريض شده است ؛ به عيادتش نرفته اى ! به عيادت من نيامده اى !