السيد محمد حسين الطهراني
35
معاد شناسى (فارسى)
الم * أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ . « 1 » « آيا مردم چنين گمان ميكنند كه به مجرّد آنكه بگويند : ما ايمان آوردهايم يَله و رها ميشوند ؟ و مورد امتحان و آزمايش قرار نميگيرند » ؟ صراط بهشت ، ظهور قابليتها در قيامت است پس رسيدن به بهشتِ فعليّت ، يعنى بهشتِ بعد از طىّ عالم برزخ در قيامت ، بعد از امتحانات در دنيا بوده ؛ و هر كس امتحانانش بهتر و نتيجهاش عالىتر باشد ، به صراط مستقيم نزديكتر و به راه و روش علىّ بن أبى طالب مناسبتر و ملايمتر است . اصحاب اليمين ، يعنى سعادتمندان و نيكانى كه كارهاى خوب انجام ميدادهاند ؛ و از زشتىها پرهيز مىنمودند ؛ ولى نتوانستهاند ريشه علاقهء به دنيا و ما سِوَى الله را در وجودشان بسوزانند . و منظور از « دنيا » غير خداست ؛ هر چه باشد ؛ و هر مقام و درجه و فضيلتى بوده باشد . غير خدا هر چه هست دنياست ، گرچه بهشت و مقام باشد ؛ زيرا دنيا يعنى حيات دانيه ؛ و كسى كه منظور و مقصودش مقصور و محصور در ذات اقدس حضرت احديّت نبوده باشد ؛ در زندگى پست زيست مىكند گرچه داراى فضائل و مكارمى هم بوده باشد . اصحاب اليمين از روى جهنّم عبور ميكنند ؛ و چون حقيقت آتش را درنيافتهاند ؛ و بدان در دنيا قدرى نزديك شدهاند ، مانند شخص سواره و يا پياده هستند ؛ كه از ديدن مناظر دوزخ در وقت عبور در دهشت است ؛ و از حرارت و هواى نامطبوع آن قدرى ناراحت است ؛ امّا
--> ( 1 ) آيه 2 ، از سورهء 29 : العنكبوت