السيد محمد حسين الطهراني
106
معاد شناسى (فارسى)
مىآورند ، و هر دهنه و زمان از آن را صد هزار ملائكه از فرشتگان غِلاظ و شِداد ميگيرند ؛ و آن جهنّم داراى حركت و سر و صدا و ناله و فرياد و غيظ و غوغائى است ؛ و چنان برافروختگى و صداى زفير از آن بر ميخيزد ، كه اگر هر آينه خداوند عزّ و جلّ حساب خلائق را به تأخير نمىانداخت ، همگى از هيبت و دهشت آن به هلاكت ميرسيدند . و سپس جهنّم گردن خود را بيرون ميكشد ، بطورى كه به تمام خلائق احاطه پيدا مىكند ؛ چه خوبان از خلائق و چه بدان از آنها . در آن حال بقدرى وضعيّت سخت است كه هيچ آفريده اى را كه خداوند عزّ و جلّ آفريده است ، از بندگانش ، چه از فرشتگان و چه از پيامبران ، نيست مگر آنكه همه ميگويند : اى پروردگار من ! به فريادم رس ، به فريادم رس ! و تو اى پيامبر خدا ميگوئى : اى پروردگار ! به فرياد امّت من رس ، به فرياد امّت من رس ! در اين حال صراطى را بر روى جهنّم قرار ميدهند كه از تيزى شمشير برّندهتر و تيزتر است ؛ و بر روى آن صراط سه پل است يكى از آن سه پل ، امانت و رحِم است ؛ و امّا دويّمى ، نماز است ؛ و امّا پل سوّم ، عدل پروردگار جهانيان است كه هيچ خدائى و معبودى جز او نيست . در اين حال مردم را تكليف ميكنند كه از روى صراط عبور كنند ؛ چون ميخواهند بگذرند ، امانت و رحِم آنها را نگه مىدارند ؛ و اگر از آن نجات پيدا كردند و گذشتند ، نماز آنها را نگه مىدارد ؛ و اگر از آن نجات يافتند و گذشتند ، در آخر كار و انتهاى امر خداوند