السيد محمد حسين الطهراني

98

معاد شناسى (فارسى)

و ليكن ظاهراً مرحوم مفيد با توجّه به اين معنى يك معناى دقيقى را ميخواهند عرضه كنند ؛ و آن اينست كه در اخبار و آيات ؛ معانى معقوله كه تشبيه به محسوس شده است و ما بايد حتماً آن معناى معقول را بگيريم و معناى محسوس را مجرّد تشبيه بدانيم بسيار است ؛ مثلًا در قرآن كريم داريم : الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى . « 1 » « و حقّاً كه خداوند بر روى تخت قرار گرفت و مسلّط و مسيطِر شد » ؛ در تشبيه معانى معقول به محسوسات اين مسلّم از باب تشبيه معقول به محسوس است ؛ زيرا خداوند جسم نيست و كرسى و تخت حكومت ندارد ؛ لذا بايد براى خدا تختى را مناسب با وجود بحت و بسيط و مجرّد و لا يزالى و لم يزلى خدا در نظر بگيريم ؛ و آن عالم اراده و مشيّت خداست ؛ و كاخ امكان و عالم هستى است ؛ چون همانطور كه تخت سلطنت سلطان محلّ بروز قدرت و ظهور اوامر اوست ، روى آن مىنشيند ، و احكام صادر مىكند ، و بانگ أنانيّت مىزند ، خداوند هم بواسطه عالم مشيّت و اراده بر كاخ وجود و عالم هستى تسلّط مىيابد و سيطره پيدا مىكند و احكام تكوينيّه و تشريعيّه صادر مىكند ؛ پس كرسى و تخت خدا و عرش خدا عالم مشيّت و اراده و قدرت اوست ، و مسلّماً خداوند چنين عرشى دارد . و يا در آيه قرآن داريم : الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ . « 2 » « آن كسانى كه عرش را حمل ميكنند ، و كسانى كه در اطراف

--> ( 1 ) آيه 5 ، از سورهء 20 : طه ( 2 ) آيه 7 ، از سورهء 40 : غافر