السيد محمد حسين الطهراني
63
معاد شناسى (فارسى)
من و وارد شده است بر من . 11 - و مشاهده كردم در حال شهودم نفس خود را با صفاتى كه بواسطه آن صفات ، ذات أقدس احديّت ، در حال احتجاب من از من محجوب شد . 12 - و ديگر آنكه مشاهده كردم كه نفس من يقيناً و ضرورةً همان ذات است ؛ و در معرفت ذات ، نفس من مرا بر خود من حواله ميكرد . 13 - و نفس من در جستجوى او ناخود آگاه مفتون و ديوانهء او شد ؛ درحالىكه در حقيقت و واقع ، در شهود من بود ، و نفس من به اين امر جاهل نبود . 14 - آن ذات اقدس درحالىكه تجلّى ميكرد در وجود مطلق ، در برابر ديدگان من پرده برگرفت ؛ بطورى كه من با ديدار چشم خود ، در چيز ديدنى او را بالعيان مشاهده كردم . مخلصين و مقربين مدهوش ذات حقند مقرّبين و مخلصينى كه غرق درياى انوار ذات احديّت هستند و سراپا مدهوش و مست تجلّيّات ذاتى مىباشند كجا مىتوانند سرگرم آثار و تجلّيّات صفاتيّه گردند و به غير ذات خود را مشغول كنند ؛ بعد از بقاء بالله اشتغال با اينها عين اشتغال با ذات است ولى قبل از بقاء موجب محجوبيّت از ذات ؛ و براى سالكى كه سراپا عشق حضرتش در سراسر وجود او زبانه ميكشد و چون شمع او را گداخته مىنمايد و فرياد وَ اجْعَلْ قلْبى بحُبِّكَ مُتَيَّماى « 1 » او بلند است جز سدّ راه وصول
--> ( 1 ) از فقرات دعاى كميل است كه أمير المؤمنين عليه السّلام ميخواندهاند