السيد محمد حسين الطهراني
61
معاد شناسى (فارسى)
جَلَتْ فى تَجَلّيها الْوُجودَ لِناظِرى * ففى كُلِّ مَرْئىٍّ أراها برُؤْيَةِ ( 14 ) « 1 » 1 - « چون وجود من مستغرق در وجود مطلق و ذات حضرت احديّت شد ؛ و بين من و بين خداى من رسم دوئيّت از بين رفت ؛ بنابراين من در حقيقت به امام خودم كه همان ذات حقّ باشد در نمازهايم اقتدا كردم ؛ و او را قصد كردم ؛ پس بنابراين تمام مخلوقات چه امام و چه مأموم پشت سر من هستند ؛ و چون او در دل من بود ، لذا هر جا كه وجه خود را متوجّه نمودم همانجا وجهه من بود . 2 - ديدگان من در موقع نماز او را جلوى من مىبيند و قلب من گواهى ميدهد كه او امام ائمّه من است . 3 - و عجب نيست از اينكه در نماز ، امام بسوى من نماز بخواند ؛ چون خدا در دل من جا گرفته و بنابراين ذات أقدس او جلّ و علا قبلهء قبلهء من است . 4 - و تمام جهات ششگانه از بالا و پائين و راست و چپ و جلو و پشت سر به طرف من توجّه و اقبال كرده ، با تمام آثار و خصوصيّاتى كه از عبادت و حجّ و عمره موجود است . 5 و 6 - نمازى كه من در مقام إبراهيم بجاى مىآورم براى اوست ؛ و در آن مقام گواهى مىدهم كه او براى من نماز ميگذارد چون اشباح ظاهره سايههاى ساجده براى ارواح باطنه هستند ؛ و محبّ به
--> ( 1 ) « ديوان ابن فارض » تائيّه كبرى ، ص 60 به بعد . بيت اوّل ، بيت 148 از تائيّه است .