السيد محمد حسين الطهراني

59

معاد شناسى (فارسى)

است ، نهر شيرى كه طعمش تغيير نكرده ، و نهر آبى كه بدبو نگرديده است ؛ و ديگر نهر زنجبيل و آبى كه در آن كافور است و چشمهء سلسبيل و آب كوثر براى كيست ؟ اينها براى آنهاست ؛ نه در حال فنا ، بلكه در حال بقاء بعد از فناء و مقام جمعُ الجمع يعنى در عين فناء و استغراق در ذات احديّت ، از اين نِعم الهيّه بهره‌مند ميشوند و به جمال خدا از آنها متمتّع ميگردند . و ديگر براى اصحاب اليمين است كه از آنها بدون استغراق در ذات احديّت لذّت مىبرند . بارى اين نعمت‌ها جزاى حركت و سلوك است ؛ نه آن كسى كه در حرم است ؛ در عرفان عشق و شور نيست ؛ عشق و شور و حركت در سلوك است ؛ بعد از سلوك كسى كه عارف بالله شد و از مقرّبين و مخلصين شد ديگر حركتى ندارد آنجا نه دردسر است ، و نه سرور ، نه خوف است و نه اميد ، نه احساس علم است و نه قدرت و نه احساس وجود ؛ راجع به بعض از حالات مخلَصين در حال فناء ، ابن فارض چقدر عالى آورده است : بعضى از حالات مخلصين در فناء أمَمْتُ إمامى فى الْحَقيقَةِ فالْوَرَى * وَرَائِى وَ كانَتْ حَيْثُ وَجَّهْتُ وجْهَتى ( 1 ) يَراها أمامى فى صَلاتِىَ ناظِرى * وَ يَشْهَدُنى قلْبى إمامَ أئِمَّتى ( 2 ) وَ لا غَرْوَ أنْ صَلَّى الإمامُ إلَىَّ أنْ * ثوَتَ فى فُؤادِى وَ هىَ قِبْلَةُ قِبْلَتى ( 3 )