السيد محمد حسين الطهراني
50
معاد شناسى (فارسى)
نماند و مُندكّ و فانى محض گردد و به مقام عبوديّت مطلقه برسد ، موجب صدق معناى ولايت مىباشد ؛ و كنايةً از قرب بين دو چيز تعبير به ولايت مىكنند ؛ مثل ولايتِ ولىّ و مُولَّى عليه ؛ ولايت بر صغير ، ولايت بر اموال و أعراض ؛ ولايت خداوند بر تمام موجودات به ولايت تكوينيّه ؛ و به عباد مقرّبين خود به ولايت تشريعيّه . در روز قيامت مردم مؤمن ملحق ميشوند به ائمّهء خود و در تحت ولايت آنها قرار ميگيرند ؛ و مردم كافر نيز ملحق ميگردند به پيشوايان خود ؛ و در تحت ولايت آنها قرار ميگيرند ؛ و معناى تبعيّت و در تحت ولايت در آمدن اين نيست كه آن اولياء با آنان به دلخواه خود و به اختيار خود هر كارى كه بخواهند انجام دهند ؛ آنها را به بهشت ببرند و يا به جهنّم ، بلكه معنايش اينست كه همان طورى كه در دنيا در تحت اوامر و نواهى آنها بودند در آنجا هم ظهور و بروز همين ولايت به اين صورت مىباشد كه آنها در تحت تبعيّت و ولايت آنها هستند ؛ بدون اينكه از آن محدودهء اعمال و عكس العمل خود بتوانند تجاوز كنند ، و روى اين معنى بسيارى از اخبارى را كه داريم كه كافران و پيشوايانشان در روز بازپسين با همديگر چهكار مىكنند همه روشن مىشود كه معنايش اين نيست كه گِرهى را بتوانند از دست مُولَّى عليه خود باز كنند و آنها را به بعضى از درجات و مقامات رهبرى نمايند . ولايت آنها به اين معناست كه در آن محدودهاى كه اين افراد را در دنيا به آن سمت كشانيدهاند ، الآن هم در همان محدوده ، آن كشانده شدن و آن كشاندن به آن صورت عذابهاى برزخى و تبعيّتهاى برزخى