السيد محمد حسين الطهراني
39
معاد شناسى (فارسى)
در مباحثى كه مفصّلًا در كتاب « امامشناسى » آمده است روشن شد كه اگر كسى به مقام ولايت امام اطّلاع پيدا كند ميداند كه امام در جائى آمده است كه در بالاى زمان و مكان است ؛ و بر تمام موجودات زمانى و مكانى سيطره و اطّلاع دارد ؛ و بر هر چه بوده و هست و خواهد بود علم دارد ؛ چون نفس ناطقهاش زمانىّ نيست و وجودش عقل محض است . در بسيارى از روايات داريم كه ائمّهء اطهار عليهم السّلام از تمام عوالم عالم چه بوده و چه هست و چه خواهد بود اطّلاع دارند يعنى ولايت كه همان مقام عبوديّتِ محضه است از نقطهء نظر قُرب مقامى است كه بين آن و ذات حضرت حقّ هيچ فاصلهاى نيست ؛ و اگر كسى در آن مقام قرار گيرد ، احاطهء علميّه و احاطهء واقعيّهء حقيقيّه نسبت به تمام موجودات عوالم پيدا مىكند ؛ خداوند إنشاءالله روزى كند كه ما امام را بشناسيم ؛ و واقعيّت و حقيقت اين مسأله را ادراك كنيم ، و بشناسيم كه عالم پيكرى است و امام روح آنست ، اين روح ، شاعِر و عالِم و مُدرِك است ؛ و تمام اعمال انسان در محضر و مشهد اوست ؛ و اوست كتاب مبينى كه كلمهء كلّيّهء الهيّه مىباشد و خداوند هر چيز را در او احصاء فرموده است ؛ چقدر عالى و راقى ابن فارض سروده است : فَسِرْتُ إِلىَ مَا دُونَهُ وَقفَ الالَى * وَ ضَلَّتْ عُقولٌ بالْعَواعِد ضَلَّتِ ( 1 )