السيد محمد حسين الطهراني
19
معاد شناسى (فارسى)
مىشود و خودش را واجد آن كردار مىيابد . پس اين اصلًا ربطى به دست ندارد ؛ اعمالى كه انسان انجام داده ، در دنيا چشم بوده است ؛ عمل چشم را به دست نميدهند ؛ عمل گوش و زبان را به دست نميدهند ، عمل پا را به دست نميدهند . ثانياً آيه ميفرمايد : فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ . « باء » باء سببيّت است ، يعنى نامهء عمل به سبب جانب راست به او داده شد ؛ نمىفرمايد : أما من اوتى كتابه ليمينه . اگر با « لام » آورده ميشد معنايش اين بود كه نامهء عمل را در دست راستش ميگذاشتند . باء سببيّت براى توسّط و توسيط است ؛ يعنى آن كسانى كه نامهء عمل بوسيله و به توسّط و به سبب طرف راست كه كنايه از همان ناحيهء سعادت است به آنها ميرسد ؛ و آن كسانى كه نامهء عمل بوسيلهء و به توسّط و به سبب جانب چپ كه اشاره به همان ناحيهء شقاوت است به آنها ميرسد ؛ نه به دست راست و به دست چپ . ثالثاً اينكه ، در بعضى از آيات قرآن بجاى وَ مَن أوتِىَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ جملهء وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ وارد شده است . و اين آيات در سورهء انشقاق است : فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً وَ يَنْقَلِبُ إِلى أَهْلِهِ مَسْرُوراً وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُوراً وَ يَصْلى سَعِيراً . « 1 » « و امّا آن كسى كه نامهء عمل از ناحيهء راست به او داده شود ،
--> ( 1 ) ، آيات 7 تا 12 ، از سورهء 84 : انشقاق