السيد محمد حسين الطهراني
58
معاد شناسى (فارسى)
مَنْ قَصَّرَ الْمَعادَ فى الرُّوحانىّ * قَصَّرَ كَالْحاصِرِ فى الْجِسْمانىّ وَ جامِعٌ بَيْنَهُما جا فائِزاً * وَ قَصَباتِ السَّبْقِ كانَ حائِزًا « 1 » « آن دستهاى كه ميگويند : معاد فقط روحانى است ، همانند آن دستهء ديگرى كه ميگويند : معاد فقط جسمانى است ، كوتاهى و تقصير كردهاند . » « و آن دستهاى كه قائل به هر دو قسم از معاد شدهاند ، رستگارند و گوى سبقت را از ميدان همگان ربودهاند » . ادلّهء منكرين معاد جسمانى دليلى را كه آن دسته از فلاسفه و حكماء اقامه مىكنند كه معاد فقط روحانى است نه جسمانى اينست كه : انسان حقيقتش به عقل است و به نفس است ، و عقل و نفس مجرّد هستند ؛ وقتى كه خداوند تبارك و تعالى جمع فرمود بين نفس و عقل را با بدن ، هر دو با يكديگر اجتماع پيدا كردند ، مثل روح و بدن انسان با هم سازش و آشتى نمودند ، روح از بالا آمد و رفت در قالب بدن ؛ مثل مرغ ورقاء كه داراى مقام عزّت و مناعت است . هَبَطَتْ إلَيْكَ مِنَ الْمَحَلِّ الارْفَعِ * وَرْقاءُ ذاتُ تَعَزُّزٍ وَ تَمَنُّعِ اين طائر قدس سِدره نشين عالى الدّرجات و رفيع المنزله از محلّ أرفع بسوى تن نزول كرد و رفت در قالب بدن . آن مرغ مدّتى زندگى مىكند و بعداً بايد بپرد و برود جاى اوّليّهء خودش ؛ در اين حال درِ قفس را باز مىكنند و آن مرغ مىپرد و ميرود ، و قفس هم در كنار منزل مىافتد .
--> ( 1 ) « منظومه » سبزوارى ، طبع ناصرى ، بحث معاد ، ص 335