السيد محمد حسين الطهراني
57
معاد شناسى (فارسى)
مىميرد و روزگارْ انسان را هلاك مىكند ؛ و هيچ سرّ و حقيقتى ماوراء اين نيست . » إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ . « 1 » خدا ميفرمايد : « اينها غير از گمان و تخمين مطلبى ندارند . » بعضى ميگويند : معاد داريم ، امّا معاد روحانى ، نه معاد جسمانى ؛ چون انسان داراى عقل و نفس است ، و عقل و نفس از مجرّدات هستند و اين نفس مجرّد حركت مىكند به مبدأ خود ، بدن هم ميرود در زير زمين و در قبر صور متبدّله و متغيّرهاى به خود ميگيرد ؛ پس معاد فقط روحانى است . بعضى ميگويند : معاد فقط جسمانى است ، و اصلًا روحانى نيست ؛ و آنچه عود مىكند بسوى خدا همين بدن و لذّات بدنى است ، مثل خوردن و إطفاء شهوت نمودن و تماشا كردن و أمثال اينها ؛ و امّا آن كمالات عقلانيّه و فناء در اسماء و صفات و ذات حضرت حىّ قيّوم و ذوالجلال را انكار كردهاند . و آن رزقها و غذاهاى عقليّه را كه اختصاص به روح دارد و صدها هزار برابر عالىتر و برتر از اين غذاهاى جسمى است ناديده گرفتهاند . بعضى ميگويند : هر دو معاد را داريم ، هم « روح » معاد دارد و هم « جسم » معاد دارد . مرحوم فيلسوف شهير حاج ملّا هادى سبزوارى رضوان الله عليه ميفرمايد
--> ( 1 ) : ذيل آيه 24 ، از سورهء 45 : الجاثية