السيد محمد حسين الطهراني
14
معاد شناسى (فارسى)
است ؛ امّا آن جنبهء إحياء اسم المحيى در خود حضرت إبراهيم ظهور نكرده است ، خودش مرده زنده نكرده و كيفيّت إحياء مرده را از حيثيّت فاعلى آن نميداند . چون اولياى خدا كه به مقام قرب ميرسند ، تمام اسماء و صفات خدا در وجود آنان تجلّى مىكند . در قرآن مجيد داريم كه حضرت عيسى بن مريم مىگفت : وَ أُحْيِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللَّهِ « 1 » « من مرده زنده ميكنم به اذن خدا . » نه اينكه من كنارى هستم و دعا ميكنم : خدايا تو مرده را زنده كن ! و خدا هم مستجاب مىكند و زنده ميگرداند ، بلكه من خودم زنده ميكنم به حول و قوّهء خدا ، من بندهام و هر حول و قوّهاى در من باشد ، از خداست ؛ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ ؛ امّا عمل ، عمل من است . مثلًا فرض كنيد يك وقتى من اينجا نشستهام و دعا ميكنم : خدايا اين قلم از روى اين كاغذ بر زمين افتد ، خدا هم دعا را مستجاب مىنمايد و يك عمل خارجى صورت ميگيرد ، بادى ميوزد ، يا زيدى مىآيد و اين قلم را بر زمين ميگذارد ؛ در اين صورت حركت قلم و افتادنش در روى زمين به ارادهء من نبوده است . ولى يك وقتى من با دست خود قلم را بلند ميكنم و بر زمين ميگذارم . در هر دو حال ، فعلْ فعل خداست و به حول و قوّهء او صورت
--> ( 1 ) قسمتى از آيه 49 ، از سورهء 3 : ءَال عمران