السيد محمد حسين الطهراني
97
معاد شناسى (فارسى)
وقتى كه اين تخم مرغ در نزد ما تخم مرغ است ، آن را تخم مرغ مىبينيم ؛ روز بعد و روز بعد كه آن را سر مىزنيم ديگر تخم مرغ نيست ، داخلش تبديل به خون شده است . ما چنين مىپنداريم كه آن حالت سابقهء اين تخم مرغ بكلّى از بين رفت ، و در عالم خارج اثرى از آن نماند و اينك صورت ديگرى به خود گرفته است ، مىپنداريم آن حالت سراسر معدوم شده است ؛ درحالىكه معدوم نشده است در ظرف سابقِ تخم مرغ ، تخم مرغ هست و باقى است . ديروز تخم مرغ بود ، از ديروز به امروز آمديم ، اين تخم هم از ديروز به امروز آمد ؛ و همينطورى كه ما از ديروز به امروز حركت كرديم تخم مرغ هم با ما حركت كرد ، آن صورت وجودى ما در ديروز از نزد ما مخفى شد ، آن صورتى هم كه تخم مرغ ديروز داشت از نزد ما امروز مختفى است ؛ و چون ما امروز حركت نموده و به فردا برسيم ، وجود امروز ما نسبت به فرداى ما مختفى است ، حالتى هم كه تخم مرغ امروز دارد نسبت به فردا مخفى است . همچنين برويم تا زمانى كه اين تخم مرغ تبديل به جوجه مىشود و ميخواهد از اين صورت بيرون بيايد ، تمام سلسله مراتبى را كه اين تخم طىّ كرده و صورتهاى متبدّلهاى را كه به خود گرفته الآن در نزد ما مشهود و حاضر نيست ، چون فعلًا در مقابل ما فقط يك جوجه است و غير از آن چيزى نيست . آيا تخم مرغ هست ؟ زرده و سفيدهاش هست ؟ آن حالات مختلفى را كه در مدّت بيست و اندى