السيد محمد حسين الطهراني

98

معاد شناسى (فارسى)

روز طىّ كرده الآن هست ؟ نه . خود ما هم الآن موجوديّت فعليّهء خود را حسّ مىكنيم ، كه الآن هستيم ؛ ولى ديروز ما الآن با ما هست ؟ پريروز ما ؟ پس پريروز ما ؟ تمام كارهائى را كه انجام داده‌ايم تا بيست روز پيش ، اين تشخّص‌هائى را كه داشتيم و اين صورت‌هاى مختلفى را كه عوض كرديم آيا فعلًا با ما هست ؟ هيچكدام با ما نيست . الآن موجوديّت فعليّهء ما همان موجوديّتى است كه فعلًا ادراك مىكنيم و بس . صورتِ موجودات پيوسته باقى است و ليكن در عالم واقع و در عالم كون و واقعيّت همه هست ؛ و از نزد ما مخفى است . يكوقت ميگوئيم : تخم مرغ از بين رفت و بكلّى معدوم شد و ضايع گشت و در عالم كون گم شد ، و الآن جوجه‌اى است ؛ و يكوقت ميگوئيم : آن زرده و سپيده الآن نيست ولى در بيست روز پيش هست ؛ اين تخم مرغى كه جوجه شده ، الآن زرده نيست ؛ ولى اين تخمى كه جوجه است ، شما جوجه بودنش كه صورت است از او كنار بگذاريد و اين مادّه را ببريد بيست روز به عقب ؛ در ظرف بيست روز قبل ، تخم مرغ موجود است . ما كه از مادر متولّد شديم و دورانى را طىّ نموديم يكى پس از ديگرى ، تمام اين صور مختلف و حالات متفاوت ، در عالم واقع و عالم هستى موجود است ؛ تا مدرسه رفتيم ، جوان شديم ، پير شديم ، و به مرحلهء موت نزديك مىشويم ، و از اين دنيا ميرويم ، تمام اين تغيّرات و تبدّلات در عالم واقع و در جهان نفس الامر و هستى موجود