السيد محمد حسين الطهراني

72

معاد شناسى (فارسى)

است ولى چون عقل در آن مينگرد در زير ذرّه بين دقيق خود يك جنبهء اشتراك با سائر حيوانات متحرّك و ذى اراده مىبيند كه از او به حيوان و يك جنبهء اختصاص به انسان مىبيند و او قابليّت ادراك معانى كلّيّه است كه از او به ناطق تعبير مىشود . ولى بالاخره منشأ اين تحليل عقلى ، دو امر خارجى است كه حقيقت حيوان و ناطق ، در خارج است و اين دو حقيقت در خارج واحد است و منشأ انتزاع اين دو عنوان عقلى از خارج ، متعدّد است . يا آنكه اين دو عنوان ( وجه خلقى و وجه خالقى ) دو منشأ انتزاع خارجى در عين وحدت اشياء نيز ندارد بلكه وجه خلقى امرى است اعتبارى ، و وجه خالقى امرى است واقعى ؟ دوئيّت جنبهء وجه خلقى و وجه اللهى بر اساس نظر اعتبارى و حقيقى بنابراين ، اختلاف بين اين دو وجه ، اختلاف مجاز و حقيقت ، و باطل و صحيح ، و نظر بَدْوى و نظر نهائى ، و سراب و آب است . در نظر افرادى كه اين عالَم را روى سلسلهء علل و اسباب مستقلّه مينگرند وجههء خلقيش وجود دارد ؛ و در نظر افرادى كه در دنيا و يا پس از مرگ ، اين چشم استقلال بينى اشياء در آنان ، تبديل به چشم حقيقت بينى آنها شده است و تمام عوالم را مجرّد ظهور و تجلّى ذات حقّ متعال مىبينند ، وجههء خالقيش وجود دارد . وجههء خلقيش ، مشاهدهء اين عالم بر محور تحقّق علل و معلولات است كه اسباب و علل را مستقلّ التّأثير در مسبّبات و معلولات مىبيند .