السيد محمد حسين الطهراني

84

معاد شناسى (فارسى)

غير اهل توحيد ، همهء مردم در كارها براى خدا شريك قرار ميدهند افراد بشر عمرى را با باطل عشقبازى مىكنند . بتهاى متفرّقى در نزد خود مىچينند و در مقابل خدا شريك قرار ميدهند ؛ در همه كارهايشان : در زندگى ، در كسب و تجارت ، در مطالعه و علم ، در رياست و جاه ، در محبّت عيال و فرزند ، عالم ، تاجر ، كاسب در همه كارهايشان ، در هر نَفَسى كه مىكشند پهلوى خدا يك بت ، يك شيشهء روغن باطل ، يك شريك قرار ميدهند . حضرت يوسف عَلى نبيِّنا و آله و عليه السّلام به دو رفيق زندانى خود گفت : يا صاحِبَيِ السِّجْنِ أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ « 1 » « اى دو مصاحب و همنشين زندانى من ! آيا رؤسا و حكّامى كه پيوسته به تفرقه دعوت مىكنند بهترند كه انسان از آنها اطاعت كند ، يا خداوند واحد قهّار ؟ » غذائى كه مىخورد ، قاشقى كه بر ميدارد ، اينها را در مقابل خدا مؤثّر مىبيند . ميخَرد مؤثّر مىبيند ؛ ميفروشد مؤثّر مىبيند ؛ ميخوابد مؤثّر مىبيند ؛ آفتابهء مستراح را نيز كه بر ميدارد ، در مقابل خدا مؤثّر ميداند تا چه رسد به سائر كارهاى مهمّ ديگر . نماز كه ميخواند و خود

--> - برد بيچاره سگ گمان كه مگر * هست در آب استخوان دگر لب چو بگشاد سوى او به شتاب * استخوانش از دهان فتاد در آب نيست را هستئى توهّم كرد * بهر آن نيست هست را گم كرد ( كتاب « جامى » در شرح احوال او ، تأليف على أصغر حكمت ، ص 259 ) ( 1 ) آيه 39 ، از سوره 12 : يوسف