السيد محمد حسين الطهراني
79
معاد شناسى (فارسى)
خراب كرده بود آزاد ساخت و به شهرهاى خودشان عودت داد ، و اموال بسيارى براى تجديد بناى هَيكَل به آنها داد ، و نفائس غارتشدهء هَيكل را كه در خزائن شاهان بابل بود به آنها ردّ كرد . و اين نيز شاهدى است بر آنكه ذو القرنين همان كورش است . چون سؤال از ذو القرنين در قرآن كريم همانطور كه در روايات آمده است به تلقين يهود بوده است ؛ و قَرْن در لغت عبرى و عربى به يك معنى آمده است . و مورّخين يونان قديم مثل هِرُدوت و غيره با آنكه دشمن ايران و پادشاهان ايران هستند او را به مروّت و فتوّت و سماحت و كرم و صَفح و قلّت حرص و رحمت و رأفت ياد كرده و وى را ثناء و تمجيد نمودهاند . و امّا ناميدن كورش را به ذو القرنين ، گرچه تواريخ از اين معنى خالى است ليكن مجسّمهء سنگى او كه اخيراً در مشهد مُرغاب در
--> و در « سفينة البحار » طبع سنگى ، ج 1 ، ص 60 آورده است : رُوىَ أنّه سُمّى بذلك ، بدين اسم ناميده شده است چون با شير سگى در طفوليّت ، شير خورد و اسم آن سگ بُخْت ، و اسم صاحبش نَصَّر بوده است . و بخت نصّر مردى مجوسى بود كه ختنه هم نشده بود و بيت المقدّس را غارت كرد و با ششصد هزار سرباز در آنجا وارد شد . - إلخ . و در « مجمع البحرين » گويد : و بخت نصّر با تشديد ؛ اصل آن بوخت است ، به معناى پسر ، و نصّر بر وزن بَقَّم است ؛ و وجه تسميهاش اينست كه چون پدرش شناخته نشد و هنگامى كه از مادرش متولّد شد او را در كنار بُتى يافتند كه اسم آن بت نصَّر بود لذا به او پسر آن بت گفتند . اينطور در « قاموس » گفته است . - انتهى .