السيد محمد حسين الطهراني

78

معاد شناسى (فارسى)

و با قطع نظر از وحى الهى ، يهود با همان عصبيّت مذهبى كه دارند ، مرد مشرك مجوسى و يا وثنى را نمىستايند ؛ و اگر كورش چنين مردى بود ، او را مسيح خدا و مهدى مؤيّد و راعى پروردگار نمىگفتند . علاوه بر اينها ، نقش‌ها و نوشتجاتى كه از زمان داريوش به خطّ ميخى كشف شده است - و بين كورش و داريوش به قدر هشت سال فاصله بوده است - دلالت دارد بر آنكه كورش مشرك نبوده است ؛ و معنى ندارد كه بگوئيم در اين زمان كوتاه عقيده دربارهء كورش تغيير كرده و بعداً او را بعنوان مردى مؤمن و موحّد ستوده‌اند . و امّا فضائل نفسانيّهء او : كافى است كه به أخبار و سيرهء او رجوع شود كه چگونه با طاغيان و جبابره كه بر او خروج كرده بودند يا او با آنها محاربه نمود مانند پادشاهان ماد و ليديا و بابل و مصر و طاغيان بيابان در اطراف بَكْتريا كه بلخ است جنگيد ؛ و چون بر قومى غلبه مىيافت از مجرمين آنها ميگذشت و عفو مىنمود و كريم آنان را اكرام ميكرد و بر ضعيفشان رحمت مىآورد و مفسد و خائن را سياست مىنمود . كتب عهد قديم از او تجليل مىكند ، و طائفهء يهود او را با شديدترين درجات احترام محترم ميدارند ؛ چون آنها را از اسارت بابل كه توسّط بُخت‌نَصّر ( نبوكد نضر ) « 1 » انجام گرفته بود و معبدشان را

--> ( 1 ) در « شرح قاموس » در مادّهء « بخت » گويد : « بُخْت‌ُنَصَّر بضمّ اوّل و فتح نون و تشديد صاد مهمله ، اسم پادشاه جابر معروف است . »