السيد محمد حسين الطهراني

92

معاد شناسى (فارسى)

شرحى دربارهء آن نوشته است . « 1 » تا اينجا بحث ما راجع به ذو القرنين و يأجوج و مأجوج و بناى سدّ به پايان ميرسد . معنى خرد شدن سدّ ذو القرنين حال بايد ببينيم معناى دَكّ چيست كه در قرآن كريم دكّ سدّ ذو القرنين را از علائم قيامت شمرده است : فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ . و ديگر آنكه باز شدن راه يأجوج و مأجوج از هر جانب و سرازير شدن آنها را بسوى شهرها و بلاد از علائم مىشمرد ؛ و شكستن سدّ و سرازير شدن آنها ، از مَلاحِم و اخبار غيبيّهء قرآن است . حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ * وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذا هِيَ شاخِصَةٌ أَبْصارُ الَّذِينَ كَفَرُوا يا وَيْلَنا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا بَلْ كُنَّا ظالِمِينَ . « 2 » « تا زمانى كه يأجوج و مأجوج گشوده ميشوند ، و آنها از هر مكان مرتفع كوه و تپّه‌اى با سرعت سرازير ميشوند و وعدهء حقّ پروردگار نزديك ميگردد . پس در آن هنگام ديدگان كسانى كه كفر ورزيده‌اند از شدّت خوف و وحشت به بالا گرائيده مىشود ؛ و ميگويند : اى واى بر ما ! ما از بروز چنين حادثه‌اى در غفلت بوديم ، و حقّاً ما از ستمكاران بوده‌ايم » . كلام علّامهء طباطبائى در تفسير : جَعَلَهُ دَكَّاءَ علّامهء طباطبائى مُدّ ظلّه فرمايد :

--> ( 1 ) « الميزان » ج 13 ، ص 425 و « فرهنگ قصص قرآن » ص 374 ؛ هر دو از قول أبو الكلام آزاد ( 2 ) آيه 96 و 97 ، از سورهء 21 : الانبياء