السيد محمد حسين الطهراني

84

معاد شناسى (فارسى)

تاج يا كلاه‌خودش اين دو شاخ را كه علامت و نشانهء دو كشور است مىنهاده و در مجسّمه‌اش نيز منعكس شده است . و امّا سير و مسافرتش به مغرب براى رفع طغيان ليديا بوده است . ليديا علىرغم قرابت و پيمانى كه با كورش داشت بدون هيچ مجوّزى ، از روى ظلم و عدوان به طرف كورش لشكركشى نمود و سلاطين اروپا را نيز عليه او تحريك كرد . كورش با او جنگ نموده و او را فرارى داد و سپس او را تعقيب نمود و پايتختش را محاصره نمود و پس از محاصره فتح كرد و ليديا را اسير نموده و پس از اسارت او را عفو كرد و سائر هميارانش را نيز عفو كرد و اكرام نمود و به آنها نيكوئى نمود ، با آنكه ميتوانست آنها را سياست نموده و نابود كند ؛ و اين قصّه منطبقٌ عليه اين آيه است : حَتَّى إِذا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ ( و شايد مراد ساحل غربى از آسياى صغير باشد ) وَ وَجَدَ عِنْدَها قَوْماً قُلْنا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْناً . « 1 » ما در اينجا به ذو القرنين گفتيم : نسبت بدين جماعت كه ستم كرده و فعلًا در دست تو گرفتارند ، اختيار دارى آنان را به پاداش خود عذاب كنى ، يا از آنها درگذرى و طريقهء نيكوئى دربارهء آنان اتّخاذ كنى ! ذو القرنين گفت : آن كسانى كه از اين به بعد ستم كنند ، آنها را مجازات نموده و عذاب مىكنيم ؛ و امّا كسانى كه ايمان بياورند و

--> ( 1 ) آيه 86 ، از سورهء 18 : الكهف