السيد محمد حسين الطهراني
51
معاد شناسى (فارسى)
سوّم : كارهائى را كه از روى اكراه بجاى آورند ؛ يعنى خود ميل بجا آوردن آن را ندارند و ليكن شخص ديگرى آنانرا به اين عمل اكراه مىكند مثلآنكه ظالمى ميگويد : اگر روزهء ماه رمضان را نخورى تو را مىكشم . چهارم : كارهائى را كه ندانسته به جاى مىآورند ؛ مثلآنكه نميدانند كه از طرف خدا فلان تكليف وارد شده است و ترك مىكنند ؛ اگر اين ندانستن مستند به تقصير خود آنان نبوده باشد . پنجم : كارهائى را كه از عهدهء آنان خارج است و قدرت و توانائى آن را ندارند . ششم : كارهائى را كه از روى اجبار و ضرورت انجام دهند ؛ مثلآنكه ظالم مقتدرى آنانرا بخواباند و در ماه رمضان آب در حلق آنان بريزد ، يا در امور زندگى و معيشت - كه خارج از مقدار كفاف نباشد - ضرورت اقتضا كند كه قرض رَبَوى بگيرند . هفتم : حسد كردن است در دل ، بدون آنكه اين حسد را اظهار نمايد و در خارج وسائلِ سلبِ آن نعمتى را كه بر اساس آن به محسود حسد برده است به كار برد . هشتم : به فال بد گرفتن ؛ چون انسان نبايد هيچ چيز را به فال بد بگيرد و روى آن ترتيب اثر دهد ، و هر وقت در دلش فال بدى آمد بايد اعتنا نكند و بر عكس آنچه را كه فال زده عمل كند و دنبال كار را بگيرد ؛ ولى ورود فال بد در دل بدون اختيار و بدون ترتيب اثر ، گناه ندارد و مورد مؤاخذه واقع نخواهد شد .