السيد محمد حسين الطهراني

62

معاد شناسى (فارسى)

بروز نموده و او را ناراحت مىكنند . و علّت اين مسأله آنست كه انسان در عالم دنيا و زندگى بستگىهائى دارد ؛ و چون عالم دنيا بر محور ماده و طبع دور مىزند و مادّهء دائماً در شُرف تغيير و تبديل و كَون و فساد است ، لذا متعلّقات قلبى انسان نيز دچار اين تحويل و تغيير بوده و با فقدان آن انسان در عالم غصّه غوطه مىخورد ، و با احتمال از دست دادنِ آن در آينده هراس و وحشت وجودش را احاطه مىكند . امّا اولياى خدا كه به مرحلهء خلوص رسيده‌اند ، دامان خود را از اين تعلّقات تكان داده و تغيير و تبديل زمان و مكان و آثار ديگر مادّه روى افكار آنان اثر نمىگذارد . نه اينكه آنها با بدن خود از دنيا خارج شده‌اند و خويشتن را از دستبرد حوادث مولِمِه مصون و محفوظ داشته‌اند ، بلكه دلهاى خود را از محبّت دنيا بيرون برده و خيمه و خرگاه خود را در حرم قدس و حريم امان الهى زده ، و بار خود را در آن استان فرود آورده‌اند . آنها از جزئيّت به كلّيّت پيوسته‌اند ، و از عالم غرور به حقّ گرائيده‌اند و از امورِ گذران به ابديّت ملحق شده‌اند ؛ دل از دو جهان خارج نموده و رخت خود را بر بسته و در درياى عظمت و قدرت حضرت حقّ جلّ و علا وارد شده‌اند . آنها به منزلهء دريا شده‌اند ، وجودشان وسيع گرديده و از محدوديّت عبور كرده‌اند . اگر كسى از دريا مقدار آبى بردارد يا مقدار آبى به آن بريزد ، در