السيد محمد حسين الطهراني

61

معاد شناسى (فارسى)

بر سيماى اولياء خدا گرد خوف و اندوه نمىنشيند أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ . خوف و هراس ، براى انسان نسبت به چيزى پيدا مىشود كه مورد نظر و علاقهء اوست و در زمان آينده احتمال فقدان او را ميدهد و ميترسد كه از دستش برود . حزن و اندوه ، براى انسان نسبت به چيزى پيدا مىشود كه مورد علاقه و نظر بوده و در زمان گذشته از دست داده است و بر اثر فقدان او محزون و اندوهگين ميگردد . تمام افراد بشر چون مبتلا به تعلّقات مادّى و اعتباريّات زندگى دنيوى هستند و روى مصلحت انديشىها و آرزوهاى تخيّلىِ خود اساس حيات خود را استوار مىنمايند ، پيوسته در خوف و اندوه بسر مىبرند و هيچ لحظه‌اى بر آنان نمىگذرد مگر آنكه دهشت و اضطراب از طرفى و غصّه و اندوه از طرف ديگر آنان را احاطه مىكند ؛ و اگر احياناً بواسطهء بعضى از مشاغل و شواغل خود را منصرف كنند ، باز در عين حال آن خوف و اندوه در كمون ذهن آنها مختفى شده و به مجرّد رفع مانع سر بيرون مىآورد و انسان را در رنج و مرارت ميگذارد . انسان به هيچوجه نمىتواند كارى بكند كه اصل مادّهء خوف و حزن را از وجود خويشتن ريشه كن كند و براى هميشه خوش و خرّم باشد . و تمام تفريحات و لذائذى كه در دنيا از آنها متمتّع ميگردد براى آنست كه فقط خود را از آن همّ و غمّ منصرف نمايد و به مجرّد آنكه از آن لذّت كامياب شد ، آن خوف و حزنِ پنهان شده ، ظهور و