السيد محمد حسين الطهراني
52
معاد شناسى (فارسى)
محبّت مستقرّ ميگردند . و معلوم است كه از آثار محبّت ، پيدايش اخلاق محبوب در وجود مُحبّ است و هر چه درجهء شوق و محبّت بالا رود ، اين تخلّق به اخلاق خدائى زيادتر ميگردد ، تا آنكه صفحهء نفس آنها از هر آلودگى و قشر خوديّت و أنانيّت پاك مىشود ، بهطوريكه در ذات خود نيّت بد هم نمىتوانند بكنند و خاطرهء بد هم براى آنها پديد نمىآيد ؛ چون اصلِ نفس ، پاك و تصفيه شده است . و در اين صورت اگر از اين مرحله هم به توفيق و عنايت ربّانى پا بالاتر گذارند ، به مقام اسماء و صفات پروردگار نائل ميگردند و ادراك اسماء كلّيّه و صفات عامّهء او را در جميع موجودات مىنمايند . و پس از اين مرحله اگر عنايت ازلى دستى از آنان بگيرد ، وجود خود را در مقابل پروردگار و عظمت او و قدرت او و جمال و جلال او تقديم ميكنند و از مقام توكّل و تفويض گذشته به مقام رضا و تسليم وارد ميشوند . در آن هنگام خدا در امور آنها اختيار دارد و آنها ديگر اراده و اختيارى ندارند ، و در وجود و شئون آنها ذات مقدّس حضرت حقّ متصرّف است ؛ اينها را ميگويند : أولياءُ الله . اينان افرادى هستند كه از درجات قوّهء علّامه و عقل نظرى كه همان عقل هَيولانى و عقل بالملكه و عقل بالفعل و عقل مستفاد است ، به مرتبهء اخير آن رسيده و از سه مرحلهء قبلى عبور كردهاند ، و علوم و معارف آنان از ذات مقدّس حضرت أحديّت بواسطهء عقل