السيد محمد حسين الطهراني

44

معاد شناسى (فارسى)

لشكريان گرداگرد او از هر طرف او را هدف سنگ هاى خود قرار دادند و پيوسته به سويش پرتاب ميكردند . عابس چون چنين ديد ، زره از بدن خود افكند و كلاه‌خودِ خود را انداخت و با شمشير برهنه بر مردم حمله كرد ؛ و بيشتر از دويست نفر كه يك جا به او حمله ميبردند ، همه را متوارى ساخته و فرارى داده و جريحه‌دار مينمود . در اينحال لشكر از چهار طرف او را در پرّه گرفته و آنقدر سنگ زدند تا جان تسليم كرد . ( رضوان الله عليه ) پس از كشته شدن ، جماعت بسيارى در تسريع بريدن سر او و ربودن آن نزاع كردند . عمر بن سعد گفت : اين مرد را شخص واحدى نكشته است ؛ بلكه تمام لشكر در خون او شريك بوده است ، و بدين گفتار از بين آنها رفع تنازع و تخاصم نمود » . اشتياق حضرت سيّد الشهداء عليه السلام به مرگ براى اعلاء كلمه حق وجود مقدّس سيّد الشّهداء چقدر عاشق مرگ بوده است ، در خطبه‌اى كه در مكّهء مكرّمه هنگام عزيمت به كوفه ايراد فرمود : وَ مَا أَوْلَهَنِى إلَى أَسْلَافِى اشْتِيَاقَ يَعْقُوبَ إلَى يُوسُفَ . « 1 » « چقدر مشتاق و واله پدران و گذشتگان خود هستم و تا چه سرحدّ ، من به وَلَه و حيرت در آمده ام از شوق ديدار آنها ؛ مانند اشتياقى كه يعقوب به فرزند گمشده‌اش يوسف داشت ! » و در وقتى كه حرّ بن يزيد رياحى سر راه حضرت را گرفت و حتّى حضرت را از عدول و انحراف در مسير منع نمود .

--> ( 1 ) « لُهُوف » طبع سنگى ، ص 53