السيد محمد حسين الطهراني

40

معاد شناسى (فارسى)

دارى به دنيا برگردى ؟ مؤمن ميگويد : نه نه ، دوست ندارم ، أبداً نمىخواهم به دنيا برگردم ، و مرا ديگر حاجتى به دنيا نيست ، و با چشم و ابرو اشاره مىكند كه نه چنين ميلى ندارم . حضرت صادق مىفرمايد : آيا شما در حال سكراتِ مؤمن نديده‌ايد كه در آن لحظهء آخر چشمان خود را به سمت بالا باز مىكند و ابروى خود را بالا مىاندازد ؟ در اين حال ندا كننده‌اى از درون عرش پروردگار جلّ جلالُه ندائى به او مىكند ، كه علاوه بر آنكه خود او مىشنود تمام كسانى كه در حضور او هستند مىشنوند : « يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ » مُحَمَّدٍ وَ وَصيِّهِ و الْأئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ « ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً » بِالْوِلَايَة « مَرْضِيَّةً » بِالثَّوابِ « فَادْخُلِي فِي عِبادِي » مَع مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِه « وَ ادْخُلِي جَنَّتِي » غَيْرَ مَشُوبَة . « 1 » « اى نَفْسى كه در برابر محبّت و ولايت و پذيرش إمارت و إمامت محمّد و وصيّش و ائمّه طاهرين بعد از وصيّش آرام گرفتى و سكونت دل حاصل كردى و در مقام امن و امان آنها درآمدى ! رجوع كن به پروردگارت درحاليكه راضى هست به ولايت ، و مورد پسند و اختيار خدا واقع شدى به افاضهء ثواب ؛ پس داخل شو در زمرهء بندگان خاصّ من : محمّد و اهل بيت او ، و داخل شو در بهشت خالص و پاك ،

--> ( 1 ) « بحار الانوار » طبع آخوندى ، جلد 6 ، ص 162 و 163