السيد محمد حسين الطهراني
41
معاد شناسى (فارسى)
مىشود : براى عزّت و براى غنى و بى نيازى و براى راحتى ؛ كسى كه قناعت پيشه گيرد پيوسته عزيز است ، و كسى كه در امور دنيويّه بى رغبت باشد و اظهار تمايل و درخواست نكند هميشه بى نياز است ، و كسى كه سعى و كوشش خود را براى وصول به دنيا كم كند راحت است . » دين از طرف خدا آمده تا به انسان بگويد : اى انسان ! تو مهمل نيستى ، تو يك موجود متفرّد و جدا از جميع موجودات نيستى ، تو متفرّق نيستى ، تو به تمام عالم متّصلى ، تو به پروردگارت مرتبطى ، يك جزء و يك فرد از مجموعهء عالم كون هستى ، براى مقصدى آمدهاى ، و در اين دنيا به جهت خاصّى زندگى مىكنى ، و از اينجا هم به جاى ديگر خواهى رفت ؛ رَحِمَ اللهُ امْرَأً عَلِمَ مِنْ أَيْنَ وَ فِى أَيْنَ وَ إلَى أَيْنَ . « خدا رحمت كند كسى را كه بداند از كجا آمده ، و الآن در كجاست ، و به كجا خواهد رفت . » در روايت است كه چون أمير المؤمنين عليه السّلام اين آيه از سورهء قيامت را قرائت ميفرمود : أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً « 1 » « آيا انسان گمان مىكند كه مهمل و سر به خود رها شده است ؟ » اشكهايش از ديدگانش فرو ميريخت و اين آيه را تكرار ميفرمود . « 2 »
--> ( 1 ) آيه 36 ، از سورهء 75 : القيامة ( 2 ) « الغدير » طبع دوّم از مطبعهء اسلاميّه ( سنهء 1372 ) ج 6 ، ص 172 در ضمن داستانى از « كنز العمّال » ج 3 ، ص 179 ؛ و از « مصباح الظّلام » جردانى ، ج 2 ، ص 56 نقل مىكند