السيد محمد حسين الطهراني

42

معاد شناسى (فارسى)

تمام فيض و رحمت پروردگار از عوالم غيب شامل حال فردى است كه خود را در عالم هستى و سراى آفرينش مهمل و عبث نمىبيند ، خود را مىبيند كه از نزد خدا آمده و در اين دنيا براى مأموريّتى با برنامهء خاصّى وارد شده است ، بايد بدان عمل كند و از اين دنيا هم شادان بسوى خدا حركت كند ، خوب برود ، با شوق و محبّت بسوى مقام رضوان خدايش ارتحال كند . اگر انسان اين معنى را خوب بفهمد و طبعاً كردارش نيز بر همين پايه و فكر متين قرار گيرد ، مرگش آن‌قدر آسان مىشود كه از موئى كه از ميان ماست بكشند آسان‌تر است . تأثير ميزان وابستگى به دنيا در سهولت و سختى مرگ وقتى عزرائيل براى قبض روح بندهء مؤمن مىآيد و او را بعلّت انس با فرزندان و بستگان و ارحام و متعلّقات ، در حركت به آن عالم سنگين مىبيند و مؤمن در پذيرش قدرى تأنّى و تأمّل دارد ، آن ملك مقرّب به نزد پروردگار ربّ ودود بر مىگردد و علّت تأنّى مرد مؤمن را عرض مىكند ، خطاب مىرسد بر كف دستت بنويس بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ و نشانش بده .

--> و نيز در كتاب « قضاء أمير المؤمنين علىّ بن أبى طالب عليه السّلام » شيخ محمّد تقى شوشترى طبع دهم دار الشّمالى - بيروت ، ص 147 و 148 اين داستان را با تمام محتويات آن از كتاب « التّشريف بالمنن فى التّعريف بالفتن » سيّد على ابن طاووس - كه در نجف اشرف بنام « ملاحم و فتن » به طبع رسيده است - نقل مىكند . و در كتاب « ملاحم و فتن » طبع دوّم مطبعهء حيدريّهء - نجف ، ص 154 و 155 وارد است .