السيد محمد حسين الطهراني

19

معاد شناسى (فارسى)

تمتّع حسّ و توليد مثل و إعمال غرائز محدود و بسيط خود قدمى فراتر نمىنهند . آنها غير از يك طريق مشى محدود هيچ آرزو و هدفى ندارند ، لذا اجتماع آنها بسيط و محدود است . ولى براى انسان اين زندگى به صورت ديگر درآمده است . ورود اعتباريّات در صحنهء زندگى انسان پيوسته دائرهء فعّاليّت‌هاى او را در زواياى مختلفهء زندگى توسعه داده است . كارهاى حقيقى انسان توأم با يك سلسله امور اعتباريّه گشته و امور مصلحتى براى حفظ آبرو و رسيدن به اميال نفسانى و شئون موهومهء زندگى و رياست و مرؤوسيّت و مالكيّت و مملوكيّت و حبّ جاه و حسّ تفاخر و حبّ تكاثر ، موجب شده بنى آدم دست به يك سلسله فعّاليّت‌هاى دامنه دار و وسيعى بزنند . گرايش تند و شديد به اين امور اعتبارى ، طبعاً انسان را از عالم معنى و حقيقت دور مىكند و آن‌طور كه بايد و شايد نمىگذارد به مقصودش برسد . مثلًا شخصى كه براى ادامهء زندگى خود احتياج به غذا دارد ، اصل غذا كه متكفّل امر حياتى اوست بسيار ساده و راحت بدست مىرسد ، ولى مشكلاتى عجيب و غريب از امور اعتباريّه او را احاطه مىكند ؛ مىگويد چه غذائى انتخاب كنم كه آبرويم نرود ؛ رفيقم مرا در آن حال ببيند از من انتقاد نكند ، يا ميهمانى كه به منزل مىآيد از من خرده نگيرد . اينها يك رشته امور اعتباريّه است كه با آن امر حقيقى