السيد محمد حسين الطهراني

20

معاد شناسى (فارسى)

ممزوج شده و بالنّتيجه عمل ، شامل هر دو گونه از دست يا بى به واقع و لحاظ امر اعتبارى مىگردد . و چه بسا هست كه كثرت توارد و تزاحم امور اعتبارى به حدّى است كه آن امر واقع را بكلّى از بين مىبرد و در كام خود هلاك مىكند . تمام امورى كه در دنيا براى انسان پيش مىآيد يا انسان بدانها دست مىزند از قبيل خريد و فروش ، صلح ، هبه ، وكالت ، اجاره ، مزارعه ، مساقات ، مضاربه ، نكاح ، طلاق ؛ بر اساس اعتباراتى شديد متورّم مىگردد به‌طورىكه چه بسا انسان براى حفظ آنها خود را در كام مرگ مىكشاند ، و آن تورّم‌هاى اعتبارى و مصلحت انديشىهاى موهوم را با جان عزيز خود معاوضه و مبادله نموده و در شطرنج روزگار به رايگان مىبازد . پست‌ترين عوالم ، حكومت منطق حسّ است اين عالم اعتبارات ، اسفلُ السّافلين است ، يعنى پست‌ترين عوالم از سرحدّ حقيقت و متن واقع . چون انسانى كه در مسير تكاملى خود بايد صد در صد وجودش را با حقائق تطبيق دهد ، و در سير بهره يا بى از موادّ حقيقيّهء عالم و وصول به واقعيّات در نردبان صعود به ترقّيات روز افزون نائل گردد ؛ كارش در انحطاط به جائى مىرسد كه تمام عمر خود و سرمايهء وجودى خود را از عقل و علم و حيات و قدرت ، صرف گفتگوى داستانهاى خيالى و افسانه‌اى زيد و عَمرو مىكند و براى آبرو به يك سلسله آرزوهاى دراز كه معلوم نيست به آنها مىرسد يا نمىرسد ، دلبستگى پيدا مىكند . و براى وصول و كاميابى به آن منويّات و آرزوهاى خياليّه دست