السيد محمد حسين الطهراني

94

معاد شناسى (فارسى)

مثل گويند : اين شترى است كه در آستانهء هر خانه خواهد خوابيد . حال بايد ديد به چه علّت قضيّهء مرگ در اذهان به عكس جلوه نموده و يقين و شكّ در آن جاى خود را با هم عوض نموده‌اند . زندگى دنيا يك رويه‌اى دارد و يك آسترى ، كه از آن در لسان علم و قرآن ، به ظاهر و باطن تعبير مىشود . رويه و ظاهرش ، طراوت و زيبائى و دل بدان بستن و در لذّات و شهوات غرق شدن گرچه توأم با صحّت و سلامت باشد ؛ امّا باطنش ، اخلاق ، وجدان ، نيّت پاك و چشم پاك و گفتار پاك ، خدمت ، ايثار ، عبوديّت خدا و علم و تقوى و معرفت اسرار است . علّت حقيقى ترس و فرار مردم از مرگ كسانى كه در دنيا زندگى مىكنند و دل به ظاهر دنيا مىدهند و ابداً با باطن كارى نداشته و از وجدان خود كه در حقيقت مربوط با خداست نيرو نمىگيرند ، و حواسّ خود را جمع نمىكنند بلكه سرسرى و بدون حساب و مسؤوليّت و بدون تعهّد زندگى مىنمايند ، پيوسته در دل آنان محبّت دنيا و آثار آن رو به فزونى مىرود تا به جائى كه گوئى هيچ محبوبى و مقصودى غير از آن نمىپندارند . مردن براى اين افراد بسيار سخت است . چون يك عمر زندگى كرده ، و آن عمر سرمايهء وجودى او بوده و ساعات عمر را براى بدست آوردن امور دنيويّه از مال و جاه و اعتبار مصرف كرده و براى داخل كردن موقعيّت و هستى وجودى خود در دل مردم فعّاليّت نموده و زحمت كشيده ، براى اولاد رنج برده و متحمّل مشكلات شده ، سرمايه‌اى گرد آورده و بدان اعتماد كرده ، در سرما و گرما ايّام و