السيد محمد حسين الطهراني
95
معاد شناسى (فارسى)
ساعات عمر خود را براى بدست آوردن اين امور مصرف نموده است ؛ خلاصه تمام دوران عمر خود را كه منطبق است بر قطعات زمان از سالها و ماهها و روزها و ساعتها و دقيقهها و لحظهها ، براى بدست آوردن اين چيزها مصرف كرده است . بنابراين به هر يك از آنها قهراً محبّت پيدا نموده است و هر يك از آنها مانند زنجيرى دل و خواست او را به خود مىبندد ؛ حالا مىخواهد از دنيا برود ، دل خود را متّصل به هزاران زنجير مىبيند كه از هر طرف او را به اين امور دوخته است . اموال او هر يك دل او را بسوى خود مىكشند ، دوستان و احباب به سمت خود مىكشند ، اولاد و زن و عشيره به سمت خود مىكشند ، آرزوهاى دراز كه در خيال خود پروريده و بر اثر توهّم و تخيّل ، موجوديّت تخيّلى و موهومى پيدا كرده به سمت خود مىكشند ؛ و اين شخص مىخواهد برود ، حركت كند ، يعنى چه ؟ يعنى بار سفر آخرت بندد ، وداع كند ! رجوعى نيست ، ديگر حتّى براى يك لحظه روى اين عالم را نمىبيند ، و تمام اين اندوختهها و محبوبها و مقصودها به خاك نسيان سپرده مىشود . و حتّى در مقابل ديدگان خود مىبيند كه عشقى كه با بدن خود مىورزيد و براى خراش پوست دستش به طبيب متوسّل مىشد ، بايد تمام بدن را در خاك ببيند و طعمهء ماران و موران زمين كند ، و محلّ و مدفن او جاى آمد و شد خزندگان زير زمين گردد . سوراخهاى بدن او محلّ رفت و آمد مارها و عقربها شود ، و خاك سنگين بر روى