الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

85

الغدير ( فارسي )

موقع فرمود ؟ مگر نه اينست كه در بازگشت از حجة الوداع بوده ؟ گفتم : بلى ، گفت : كشته شدن زيد بن حارثه قبل از غدير وقوع يافته ! چگونه رضايت دادى براى خود به قبول چنين شايعهء بى اساس ؟ اكنون به من بگو : اگر پسرى داشته باشى كه بسن پانزده سال رسيده باشد و بگويد : مولاى من ، مولاى پسر عموى من است ، مردم اين را بدانيد ، در حالى كه همه مردم اين را ميدانند و چيزيرا كه مردم انكار ندارند و نسبت به آن بىاطلاع نيستند و اين پسر در مقام تعريف و تأكيد آن برآيد آيا در نظر تو چگونه خواهد آمد ، آيا ناپسند نيست ؟ گفتم : چرا ، گفت : اى اسحق آيا فرزند پانزده سالهء خود را از چنين عملى منزّه ميدانى ولى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله را از آن منزه نميشمارى ؟ واى بر شما ، فقهاء خود را بمنزلهء معبود و پروردگار خود قرار ندهيد ! خداى متعال در كتاب خود ( در مقام نكوهش يهود و نصارى ) ميفرمايد : « * ( اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَرُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ الله ) * ( 1 ) » در حالى كه آنها نماز خود را براى آنها نخواندند و روزه براى آنها نگرفتند و از روى واقع آنها را خدايان خود نمىدانستند ، فقط احبار و رهبان به آنها امر ميكردند و آنها امرشان را گردن مينهادند ( 2 ) . و ابن مسكويه ( شرح حال او در ج 1 ص 179 گذشت ) در تأليف خود « نديم الفريد » نامهء را از مأمون روايت مىكند كه به بنى هاشم نوشته و از نامه مزبور اين جمله را ذكر نموده كه : احدى از مهاجرين قيام به خدمت و فداكارى نسبت برسول خدا صلى اللَّه عليه و آله چون على بن ابى طالب عليه السّلام نكردند ، زيرا او بود كه پشتى بانى كرد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله را و جانفشانى در راه او نمود و در خوابگاه او خوابيد ، و سپس پيوسته حدود و مرزهاى اسلامى را نگاه داشت و با شجاعان و دلاوران روبرو شد و در برابر هيچ

--> ( 1 ) يعنى احبار و رهبان خود ( علماء و تاركين دنيا ) را خدايان خود گرفتند نه خداى يگانه را ! ( 2 ) اين داستان بسيار طولانى و بس سودمند و مشتمل بر فوائد بسيار است ، و ما فقط محل حاجت خود را از اين حديث استفاده نموديم .