الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

84

الغدير ( فارسي )

على بن ابى طالب عليه السّلام افضل خلق است بعد از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سزاوارترين خلق است بخلافت بعد از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله ) بر چه مبنى و دليلى است ؟ ! مأمون گفت : اى اسحق ، آيا مردم بچه چيز داراى افضليت ميشوند تا آنجا كه گفته شود : فلان از فلان افضل است ؟ گفتم : بوسيله كارهاى خوب و پسنديده ، گفت : راست گفتى ، اكنون به من خبر ده از دو نفر كه يكى از آن دو در عهد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بر آنديگرى برترى و فضيلت يافته ، سپس آنديگرى ( كه مفضول واقع شده ) بعد از وفات رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله عملى بنمايد كه از عمل آن شخص برترى يافتهء در عهد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بهتر و افضل باشد ، آيا در فضيلت به شخص اوّل ميرسد ؟ اسحق گويد : من سر به زير افكندم و ساكت مانده‌ام ، مأمون گفت : نگوئى : كه به او ميرسد ، زيرا من در زمان خودمان براى تو پيدا ميكنم كسى را كه عملهايش از جهاد ، و حج ، و روزه ، و نماز ، و صدقه از او هم بيشتر باشد ، گفتم : چنين است ، يا امير المؤمنين آنكه در عهد رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم مفضول بوده ، بعد از آن جناب در اثر عمل بهتر به آنكه در عهد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فضيلت و برترى داشته هرگز نميرسد و ملحق نميشود . مأمون گفت : اى اسحق آيا حديث و داستان ولايت را بدست آورده اى ؟ گفتم : بلى . گفت بيان كن و روايت نما ، منهم حديث ولايت را بيان داشتم مأمون گفت : آيا نه چنين است كه اين حديث بر ذمهء ابى بكر و عمر نسبت بعلى چيزيرا ايجاب مىكند كه بر ذمهء على نسبت به آن دو آن امر را ايجاب نمىنمايد ( يعنى آنها را ملزم مىكند كه على را مولاى خود بدانند ) گفتم : مردم ميگويند كه داستان غدير بسبب زيد بن حارثه بوده براى جريانى كه بين او و على عليه السّلام دست داده بود و او ولايت على عليه السّلام را در آن جريان انكار نمود . لذا پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه ، اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ، مأمون گفت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله اين سخن را در كجا و چه