الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

63

الغدير ( فارسي )

و ديدند او را و شنيدند از او ، هنگامى كه در غدير خم دست پدرم را گرفت و به آنان فرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه ، اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه و سپس به آنها امر فرمود كه حاضر بغايب ابلاغ نمايد . و قندوزى حنفى قسمتى از اين خطبه را در « ينابيع المودّه » صفحه 482 ذكر نموده و در اين خطبه ( چنان كه تصريح به آن دارد ) بحديث غدير استدلال و احتجاج شده است . - 9 - ( مناشدهء امام سبط ، حسين بن على عليه السلام بحديث غدير در سال 58 / 9 ) تابعى بزرگوار - ابو صادق - سليم بن قيس هلالى در كتاب خود ، در پيرامون سخت گيرىها و مزاحمتهاى خصمانه معاوية بن ابى سفيان بر شيعيان و وابستگان امير المؤمنين عليه السّلام بعد از شهادت آن جناب مطالب جامع و سخنان وافى بيان داشته سپس چنين مينگارد : تا اينكه دو سال ( 1 ) قبل از مرك معاويه حسين بن على عليهما السّلام به حج بيت اللَّه بهمراهى عبد اللَّه بن عباس و عبد اللَّه بن جعفر عزيمت فرمود و بنى هاشم را ( از مرد و زن ) و پيروان و وابستگانشان را چه آنها كه حجّ نموده بودند و چه آنها كه حج نه نموده بودند جمع نمود و از انصار آنها را كه بشخصيت و مقام آن جناب و اهل بيتش عارف بودند همه را گرد آورد و از اصحاب رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و از تابعين انصار كه بصلاحيت و تقوى موصوف بودند و آن سال به حج آمده بودند احدى را فرو گذار نفرمود ، در نتيجه جمعيتى بالغ بر هفتصد نفر از مردان در محضر آن جناب جمع شدند كه همگى از تابعين بودند و بالغ بر دويست تن از اصحاب رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه همگان در منى و در خرگاه و اقامتگاه آنحضرت حضور يافتند ، سپس بعد از حمد و ثناى خداوند فرمود : همانا اين ستمكار ياغى ( معاويه ) بر سر ما و بر سر شيعيان ما آورد آنچه را كه دانستيد و ديديد - مشاهده كرديد و بشما خبر آن رسيد ، و من ميخواهم از شما دربارهء چيزى سئوال كنم ، چنانچه سخن من مقرون بصداقت و راستى است

--> ( 1 ) در بعضى نسخه‌ها - يكسال .