الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

64

الغدير ( فارسي )

مرا تصديق كنيد و اگر بر خلاف حقيقت چيزى از من شنيديد مرا تكذيب نمائيد ، سخن مرا بشنويد و گفتار مرا بنويسيد و ثبت كنيد ، سپس به شهر و ديار خود مراجعت كنيد و آنها را كه از آنها ايمن هستيد ( كه نفاق نورزند و سخن چينى و فتنه انگيزى نكنند ) و به آنها اعتماد و وثوق داريد دعوت كنيد و آنچه را كه دربارهء ما و حق ما علم به آن داريد و بدان معتقد هستيد به آنان بياموزيد و ابلاغ نمائيد زيرا ما مىترسيم از اينكه اين حق كهنه و متروك شود و ( در اثر كيد و نيرنگ و تبليغات مداوم دشمن ) از بين برود و مغلوب شود در حالى كه خداى متعال ( بر حسب وعده و تصريحى كه در قرآن فرموده ) نور خود را تمام و كامل مىفرمايد اگر چه كفار و ناسپاسان از آن اكراه داشته باشند ، در اين موقع آن جناب فرو گذار نفرمود و آنچه خداوند در قرآن درباره اهل البيت نازل فرموده تلاوت و بيان داشت و تفسير فرمود و آنچه را كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله درباره پدرش و مادرش و خودش و اهل بيتش فرموده بود روايت فرمود و در مورد هر جمله از فرمايشات آن جناب حاضرين ميگفتند : بار خدايا ! تمام اينها درست است و راست است و از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله شنيده و بدانها گواهيم و تابعين ميگفتند : بار خدايا ! چنين است . آنان كه از صحابه مورد وثوق و تصديق هستند اين را حديث نموده‌اند و ما از آنها شنيده و به آن ايمان داريم و گواهيم . . . تا آنجا كه فرمود : به خدا سوگند مىدهم شما را آيا آگاهى داريد كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ( على عليه السّلام را ) در روز غدير خم منصوب فرمود و ولايت او را اعلام نمود و فرمود بايد حاضر بغايب ابلاغ كند ؟ ! گفتند : بار خدايا ! آرى به اين جريان آگاه و مطلع و گواهيم تا پايان خبر . و در آن قسمتهاى جالبى از اخبار متواتر مشتمل بر فضايل امير المؤمنين عليه السّلام مذكور است . مراجعه كنيد . - 10 - ( احتجاج عبد الله بن جعفر بر معاويه بعد از شهادت امير المؤمنين عليه السلام ) عبد اللَّه بن جعفر بن ابى طالب گفت : نزد معاويه بودم و حسن و حسين عليهما السّلام با ما بودند و عبد اللَّه بن عباس و فضل بن عباس نيز نزد معاويه بودند ، معاويه به طرف