الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
37
الغدير ( فارسي )
دنيا نرفت تا اينكه ما ديديم كه بين دو چشم او نقطهء سفيدى آشكار شد كه عمّامه آن را نميتوانست بپوشاند ! حديث غريبى ( 1 ) است از طلحة بن مصرف كه مسعر بن كدام تنها بطور طولانى از او نقل كرده ، و اين حديث را ابن عايشه از اسمعيل بمانند او روايت كرده ، و اجلح ( 2 ) و هانى ( 3 ) بن ايوب آن را بطور اختصار از طلحه روايت نمودهاند . و نسائى در خصايصش در صفحهء 16 از محمّد بن يحيى بن عبد اللَّه نيشابورى ، و احمد بن عثمان بن حكيم ، از عبيد اللَّه بن موسى از هانى بن ايوب ، از طلحه ، از عميرة بن سعد روايت نموده كه نامبرده از على عليه السّلام شنيده كه آن جناب در رحبه سوگند داد هر كه را كه از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله اين گفتار را ( من كنت مولاه فعلى مولاه ) شنيده برخيزد و گواهى دهد و در نتيجه شش تن برخاستند و شهادت بدان دادند . و ابو الحسن ابن المغازلى در مناقب خود روايت كرده گويد : حديث كرد مرا ابو القاسم فضل بن محمّد بن عبد اللَّه اصفهانى هنگام ورودش بما در واسط كه از كتاب خود در تاريخ آخر رمضان سال 434 املاء نموده و گفت : حديث نمود مرا محمّد بن على بن عمر بن مهدى ، از سليمان بن احمد بن ايوب طبرانى ، از احمد بن ابراهيم بن كيسان ثقفى اصفهانى از اسمعيل بن عمر بجلى ، از مسعر بن كدام ، از طلحة بن مصرف از عميرة بن سعد كه گفت : على عليه السّلام را بر منبر ديدم در حالى كه سوگند ميداد اصحاب رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله را كه در روز غدير آنچه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرموده بدان گواهى
--> ( 1 ) غريب حديثى را گويند كه تنها يك راوى آن را روايت كند . ( 2 ) گفته مىشود كه نام او يحيى بن عبد اللَّه بن ( حجيه ) است با تصغير ، نامبرده كوفى است و كنيه او ابى حجيه است در سال 145 ر 140 در گذشته ، ابن معين و عجلى او را توثيق نمودهاند و ابن عدى گفته كه نامبرده در ميان شيعه باستقامت در حديث شمرده شده و ابن حجر گويد كه نامبرده موصوف بصدق و تشيع است . ( 3 ) ابن كثير در جلد 5 تاريخش صفحه 211 ثقه و مورد اعتماد بودن او را تصريح نموده است .