الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
405
الغدير ( فارسي )
بالمدة الطويلة الخالدة ، و على الغاية الزّائلة بالغاية المديدة الباقية ، ثم لم تسمه القصاص فيما أكل من رزقك ، الذى يقوى به على طاعتك ، و لم تحمله على المناقشات في الآلات الَّتى تسبّب باستعمالها إلى مغفرتك و لو فعلت ذلك به لذهب بجميع ما كدح له ، و جملة ما سعى فيه ، جزاء للصّغرى من اياديك و مننك ، و لبقى رهينا بين يديك بسائر نعمك . فمتى كان يستحق شيئا من ثوابك لا متى الخ ترجمه : بار خدايا ، كسى شكر و سپاس تو را ( در قبال موهبتى ) بانجام نمىرساند مگر شكر و سپاس ديگرى در قبال احسان بر او واجب آيد ، و كسى در راه طاعت و بندگى تو هر قدر كوشش كند به جائى نميرسد جز آنكه قصور و نارسائى او از اداء حق فضل تو آشكار گردد ، بنابر اين ، شاكرترين بندگان تو از اداى حق شكرت عاجز و كوشاترين آنها از اداى حق بندگيت قاصر است . كسى از روى استحقاق نه در خور آمرزش تو است و نه شايستهء رضاى تو ، پس هر كس را آمرزيدى بمقتضاى كرم تو است و از هر كس راضى شدى بموجب فضل و عنايت تو است . كمترين شكر و سپاس بنده ات را مىستائى و ناچيزترين طاعت را پاداش دهى گوئى شكر بندگانت را كه مستوجب پاداش داشته اى و در برابرش اجرى بزرگ قرار داده اى از امورى بوده كه در خورددارى از آن در برابرت مختار و توانا بودهاند كه بپاداش آن را تلافى فرموده اى يا تو خود سبب آن نبوده اى كه در قبالش اجرى فراوان آماده داشته اى نه چنين است ، بلكه اى معبود من - تو خود قيام بامر آنان نموده اى قبل از آنكه بطاعت تو قيام كنند و پاداش آنها را آماده فرمودهء پيش از آنكه بر بندگيت گردن نهند ، زيرا شيوه تو فضل و كرم و عادت تو اعانت و احسان و رويهء تو عفو بر بندگان است ، آرى تمامى خلق معترفند كه : هر كرا عقاب كنى بر او ستمى نرفته و همه گواهند كه هر كه از او دفع بلا كنى به او تفضل فرمودهء و جمله اقرار دارند كه در انجام آنچه تو مستوجبى مقصّرند ، اگر شيطان آنها را فريب نميداد و از اطاعت تو باز نميداشت كسى مرتكب گناه و تمرد نميشد