الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

369

الغدير ( فارسي )

و آلوسى در جزء 23 تفسيرش ص 74 در قول خداى تعالى : * ( وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ ) * بعد از تعداد اقوالى كه در تفسير آن رسيده ، گويد : و بهترين ( مقدم ترين ) اين اقوال اينست كه : سؤال از عقايد و اعمال است و سرآمد آنها : لا إلاه الَّا اللَّه است و از بزرگترين آنها ولايت على كرّم اللَّه تعالى وجهه مىباشد . و از طريق بيهقى از حافظ حاكم نيشابورى باسنادش از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ( روايت شده ) كه : هنگامى كه خداى ( متعال ) اولين و آخرين را در روز قيامت جمع فرمايد و صراط بر جسر جهنّم نصب شود ، احدى از آن عبور نمىكند ، مگر با او براءت ( ايمنى از آتش ) بسبب ولايت عليّ بن ابي طالب عليه السّلام باشد ، و اين روايت را محبّ الدين طبرى در جلد 2 « رياض » صفحه 172 با بررسى در طريق آورده . مجال آنقدر وسعت ندارد كه آنچه از مصادر بسياريرا كه بر آنها آگهى و وقوف يافته‌ايم و در آنها روايات وارده در ( تفسير ) قول خداى تعالى : * ( وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ ) * : * ( وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا ) * ذكر شده و همچنين آنچه را كه حفاظ ( حديث ) با بررسى در طريق از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در مورد حديث براءت و گذر كردن از پل صراط روايت كرده‌اند ذكر نمائيم ، بنابر ( آنچه ذكر شد ) گمان ندارم وجدان آزاد تو خواننده عزيز حكم نمايد باينكه تمام اين ( دلايل و قرائن ) مناسبت و ملايمتى داشته باشد با معنائى كه از ( مدلول ) خلافت و اولويت بر مردم از خود آنها بيگانه باشد و معذلك آنمعنى را اصلى از اصول دين ، و ايمان با نبودن آن معنى را منتفى ، و عمل هيچ عمل كننده را بدون آن درست بداند ؟ ! و اين اولويت ، كه از اصول دين بشمار آمده ، و مولويتى كه ايمان با نبودن آن منتفى است ، بطوريكه در كلام عمر ( در ص 360 ) گذشت ، در كلام ديگر او ( عمر ) بابن عباس تصريح به آن شده و راغب آن را در جلد 7 محاضراتش در