الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

364

الغدير ( فارسي )

و ما بعد از اينكه حديث غدير را با طرق متواترش ثابت نموديم ديگر اهميّتى به اين قبيل قضايا و روايات نميدهيم ، زيرا منتهاى چيزى كه از اين حديث برآيد مكرّر نمودن اين لفظ است از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه گاه اين حقيقت ( اولويّت علي عليه السّلام ) به صورت نوعى ( در محضر عمومى ) اعلام شده و گاه به صورت شخصى ، تا اينكه بريده بداند آنچه را كه از امير المؤمنين عليه السّلام ديده و آن را درشتى پنداشته مجوّز آن نيست كه دربارهء آن جناب سخن ناروا بگويد ، بر اساس آنچه كه در خور مقام و شأن حكامى است كه امر رعيّت به آنها واگذار شده است ، چنان كه هنگاميكه حاكم اقدام بامرى مىكند كه متضمّن مصلحت عمومى است اگر آن اقدام در نظر فردى از افراد عادى ناخوش و نامطلوب برآيد ، او حق ندارد در اين باره سخن بگويد و اعتراض و نكوهشى بنمايد ! زيرا در اجراء مصلحت عمومى نظر فردى تأثيرى ندارد و مرتبت و صلاحيت مقام ولايت بر توقعات و انتظارات شخصى و فردى حكومت و برترى دارد لذا پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله خواست بريده را بجاى خود بنشاند و او را ملزم فرمايد كه از حدّ خود تجاوز نكند در آنچه كه براى أمير المؤمنين عليه السّلام معين و مقرر گشته از ولايت عامّه نظير آنچه كه براى خود پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله با فرمايش آن جناب : « الست اولى بالمؤمنين من انفسهم » ( آيا من بمؤمنين از خود آنها اولى ( سزاوارتر ) نيستم ؟ ) ثابت و مدلَّل گرديده است . * ( هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَهُدىً وَمَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ ) * سوره آل عمران - آيه 138