الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

359

الغدير ( فارسي )

على رضى اللَّه عنه شنيدم كه چنين و چنان ميگفت ، زيد گفت : چه انكارى دارى ؟ من نيز از رسول خدا عليه السّلام شنيدم كه آن سخنان را ميفرمود . به نظر شما ( خوانندهء عزيز ) ابو الطفيل چه چيزى را انكار مينمود يا بزرگ و مهم مىشمرد ؟ آيا ترديد و انكار او نسبت بصدور حديث بوده ؟ اين احتمال كه درست نيست ، زيرا اين مرد شيعى و از دوستان فداكار امير المؤمنين عليه السّلام و از كسانى است كه ثقه و مورد اعتماد آن جناب است ، بنابر اين در حديثى كه مولاى او روايت مىكند شك و ترديدى نمىكند ، نه ( براى او جاى ترديد نيست ) . بلكه آنچه مورد ترديد يا استكبار او بوده معناى با عظمت آن حديث بود و او از اين در تعجب بود كه آنگروه اين حقيقت را دگرگون ساختند و از بيان شهادت ( بر خلاف ديگران ) كوتاهى و تقصير نمودند ؟ با اينكه آنها همه عرب اصيل بودند و بلفظ و معناى حقيقى آن آگاه بودند ، در حالى كه از پيروان رسول صلى اللَّه عليه و آله و اصحاب آن جناب بودند ، پس جاى احتمال بود كه اكثر آنها آن را نشنيده‌اند ، يا حوادث مهمّه و مشكلات هائله بين آنها مانع از ابراز و شهادت شده است ، اين بود كه زيد بن ارقم او را مطمئن نمود كه خود نيز شنيده ، در نتيجه او ( ابو الطفيل ) دانست كه تمايلات و هواهاى نفسانى آنگروه بين آنها و تسليم در برابر اين حقيقت حايل گشته ، حال آيا اين معناى مهم غير از خلافت كه هم طراز اولويت است ميتواند باشد بديهى است كه معنى حبّ و نصرت منظور نيست ، چه هر يك از اين دو ( حب و نصرت ) نسبت بفرد فرد جامعه اسلامى شمول و عموميّت دارد . قرينهء نوزدهم - داستان انكار حارث فهرى نسبت بسخن رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در داستان غدير است ، اين نيز در صفحات 127 - 137 همين مجلد گذشت و بطوريكه در ص 293 مؤكَّدا شرح داديم اين حديث نميتواند با غير « اولى » از معانى مولى سازش داشته باشد . قرينهء بيستم - حافظ ابن سمّان بطوريكه در جلد 2 « الرياض النضره » ص 170 و « ذخاير العقبى » تاليف محبّ الدين طبرى ص 68 و « وسيلة المآل »