الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

357

الغدير ( فارسي )

كه فرمود : « من كنت مولاه فعليّ مولاه » و تو ( خوانندهء عزيز ) به خوبى علم دارى باينكه تعجب امير المؤمنين عليه السّلام ( از پاسخ آنان ) يا ارادهء كشف حقيقت براى گروه حاضرين به جهت معنى مبتذل ( حب و نصرت ) كه سيرهء مساوى و متقابلى است بين افراد مسلمين نبود به اين معنى كه ( مثلا ) معناى سخن سواران مزبور : « السلام عليك يا مولانا » اينست : « السلام عليك يا محبّنا او ناصرنا » ، خاصه بعد از تعليل به اين جمله : « و انتم رهط من العرب » ( يعنى - در حالى كه شما طايفهء از صحرانشينان عرب هستيد ) زيرا نفوس عربى استنكافي نداشته كه معناى محبّت و نصرت بين افراد جامعهء آنان برقرار باشد ، بلكه اين معنى در نظر آنها بزرگ و مهم شمرده ميشده كه يكى از آنها بمولويّت بر آنها ( به معناى مقصود ما ) مخصوص گردد به اين جهت است كه بچنين معنائى اذعان نمىكنند و گردن نمىنهند مگر با نيروى زيادى كه بر همگى آنان تفوق گيرد يا نصّ خدائى كه افراد مسلمان آنها را به آن ملزم نمايد ، و اين معنى نيست مگر همان ( اولى ) كه مرادف است با امامت و ولايت مطلقهء كه آن جناب از آنها داير به آن كسب اطلاع فرمود و آنها در پاسخى كه دادند استناد بحديث غدير نمودند . قرينهء هفدهم - در صفحه 53 همين مجلد گذشت ، گيرا شدن نفرين مولاى ما امير المؤمنين عليه السّلام دربارهء آنهائى كه شهادت خود را بحديث غدير كتمان كردند در روز مناشده رحبه و روز ركبان ، و در نتيجه دچار نابينائى و برص شدند و يا دچار سوء عاقبت ( ارتداد بعد از اسلام ) و يا آفت و بدبختى ديگرى گرديدند ! در حالتى كه آنها از افرادى بودند كه در غدير خم ( در روز معهود ) حاضر بوده‌اند ! ! آيا هيچ سخندان و اهل تحقيقى روا مىبيند كه احتمال داده شود ، باينكه وقوع اين بليّه‌ها و بدبختىها بر آن قوم و سخت گيرى امام بنفرين كردن بر آنها براى كتمان آنها نسبت به معناى محبت و نصرتى باشد كه در ميان تمام افراد دينى شمول و عموميّت دارد ؟ ! در صورت روا بودن چنين امرى لازم مىآمد كه نفرين امام شامل بسيارى از مسلمين شود كه ميان خود دشمنى و زد و خورد و كشتار نمودند تا ريشهء