الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

346

الغدير ( فارسي )

اين تقريب و توضيح پس از مماشات با آنها كه مولى را به معناى محبّ و ناصر گرفته‌اند باز معنى مولى با معناى امامت يكى است و همان مفاد اولى را مىرساند . و براى حديث ( غدير ) از حفاظ علماء در طرق گوناگون الفاظ و كلماتى است كه متّصل بحديث مزبور روايت شده كه جز با معنائى كه مقصود ما است از كلمهء مولى سازش و التيام ندارد . قرينهء سوم - قول رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله است به اين شرح : اى گروه مردم بچه امرى شهادت ميدهيد ؟ مردم گفتند : شهادت ميدهيم بيگانگى خدا ، فرمود بعد از آن بچه ؟ گفتند : باينكه محمّد صلى اللَّه عليه و آله بنده و فرستادهء او است ، فرمود : ولىّ شما كيست ؟ گفتند : خدا و رسولش مولاى مايند ، سپس بازوى عليّ عليه السّلام را گرفت و او را به پا داشت و فرمود : هر كس ، خدا و رسول او مولاى او است ، اين مولاى او است . . تا آخر حديث . اين جمله‌ها در حديثى كه از روايت جرير رسيده مذكور است ، و لفظ روايت رسيدهء از خود امير المؤمنين عليه السّلام و روايت زيد بن ارقم و عامر بن ليلى نيز قريب به اين مضمون است ، و در لفظ حذيفة بن اسيد بسند صحيح چنين مذكور است : آيا شما نيستيد كه شهادت ميدهيد بيگانگى خدا و اينكه محمّد صلى اللَّه عليه و آله بنده و فرستادهء او است ؟ تا آنجا كه راوى گويد : گفتند بلى ، به اين شهادت ميدهيم ، فرمود : خداوندا گواه باش ، سپس فرمود : اى مردم ، همانا خدا مولاى من است ، و من مولاى مؤمنين هستم ، و اولى ( سزاوارتر ) هستم به آنها از خودشان ، پس هر كس كه من مولاى او هستم ، اين ( يعنى علي عليه السّلام ) مولاى او است ( 1 ) . بنابر اين ، واقع شدن ولايت در سياق شهادت بتوحيد و رسالت و رديف نمودن آن در دنبال مولويّت مطلقهء خداى سبحان و رسول او بعد از او ، ( اين ترتيب و نظام در انشاء سخن ) ممكن نيست مگر اينكه اراده شود از آن معنى ولايت و امامتى كه ملازم با اولويت به خود خلق از خود آنان باشد .

--> ( 1 ) بصفحات 52 و 56 و 57 و 64 و 74 و 90 و 102 جلد 1 مراجعه نمائيد .