الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

332

الغدير ( فارسي )

احتمال وجوب محبت و مبادلهء نصرت اختصاص بامير المؤمنين عليه السّلام نخواهد داشت ! و بلكه يك سيره و روش است كه بطور مساوى براى همه مسلمين است ، بنابر اين دليل تخصيص آن بآنجناب و اهتمام در شأن او چيست ؟ و اگر مقصود محبت و نصرت مخصوص بوده كه از حدود محبّت و نصرت رعيّت بالاتر بوده ، از قبيل وجوب متابعت و پيروى و امتثال اوامر و تسليم در قبال او ، اين خود همان معناى حجيّت و امامت است ، خصوصا بعد از مقارنهء آن به آنچه كه نظير آن در خود پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله است با تصريح به اين جمله : « من كنت مولاه » . . و در اين صورت تفكيك بين معناى مولى در مورد آن دو ( پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و على عليه السّلام ) در يك سياق و عنوان مستلزم ابطال كلام خواهد بود ! ! و امّا احتمال سوم - يعنى ، اخبار پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم باينكه محبّت مردم و يارى بر ايشان بر ذمّه على عليه السّلام است ، و در اين صورت لازم بود كه روى سخن پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله بعلى عليه السّلام ميبود و به او تأكيد ميفرمود ، نه اينكه به شنوندگان ابلاغ و تأكيد نمايد ، و همچنين احتمال ديگر يعنى انشاء وجوب دوستى و يارى در حقّ مردم بر ذمّهء على عليه السّلام كه در اين فرض هم بايد گفت كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله از اين اهتمام و بوجود آوردن آن تشريفات خاصه و ايراد خطبه و جلب توجه خلق براى استماع و مبالغه در تبليغ . . از همه اين امور بى نياز بود ، مگر اينكه مقصودش جلب عواطف مردم و افزايش محبت آنان نسبت بعلى عليه السّلام بوده باشد كه مردم وقتى كه دانستند على عليه السّلام دوست و ياور آنها است از او تبعيت كنند و در هيچ امرى مخالفت او را روا ندانند و هيچ گاه سخن او را رد نكنند ! ! و با نحوهء سخن پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله يعنى ابتدا نمودن به جملهء : « من كنت مولاه » . . ما خواهيم دانست كه بر اين تقدير آن جناب از محبت و نصرت اراده نفرموده مگر آن اندازه و مقدار را كه در خود پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله وجود داشته ، زيرا دوستى و يارى آن جناب نسبت بامّتش ( از حيث كيفيت و جهت ) غير از دوستى و